یا همه چیز یا هیچ چیز

سلام دوستان گرامی در این سری از مطالب کاربردی سایت اسپینو به بررسی نکاتی پیرامون طرز تفکر یا همه چیز یا هیچ چیز می پردازیم بنابراین خواهش میکنیم با ما همراه باشید.

فرض کنید بعد از این که دوش گرفتید به بالای ترازو می روید و عقربه عدد مناسبی را نشان نمی دهد. اگر گفتگوی درونی شما بگوید: «دوباره وزنم زیاد شده است. همه ی تلاش هایم به هدر رفته و بی فایده بوده است». با این گفتگو در واقع از روش تفکر «یا همه چیز یا هیچ چیز» استفاده کرده اید. به خود می گویید که این موقعیت ها، شرایط، وقایع و نتایج موجود در زندگی شما یا همه خوب هستند.

با همه بد؛ سیاه یا سفید. هیچ سایه ای از رنگ خاکستری مشاهده نمی شود. از گفتگو بسیار زیان بار است؛ زیرا می تواند رفتار نامطلوبی را فعال کند.

بگذارید از دریچه ی دیگری به این موضوع نگاه کنیم: یک شب با خانوادهی اخود شام می خورید و تصمیم می گیرید که تکه ی کوچکی از دسر پای س بخورید. خوب است، اما بعد گفتگوی درونی شما فعال می شود و می گویید «لعنتی! از این رژیم خسته شدم. می خواهم همه ی این پای سیب را بخورم.» با روش گفتگوی یا همه یا هیچی افکاری را قبول می کنید که در اثر آن چون یک تکه از آن را خورده اید و بقیه باقی مانده است، بنابراین از خوردن یک تکه و یک گاز کوچک به خوردن کل آن رو می آورید. و این از نوع گفتگوی درونی انحرافی است که اغلب موجب اعتیادهای الکلی، مصرف مواد مخدر و پرخوری می شود. 6. مبالغه نکنید ( از کاه کوه نسازید) وقتی وقایع و اتفاقات را ارزیابی می کنید، آیا در معنا یا اهمیت آنها مبالغه نمی کنید؟ مثلا آیا تا به حال در گفتگوی درونی خود در مورد این مسائل صحبت کرده اید؟ «اگر این دفعه وزنم کم نشود، دیگر این کار را نمی کنم.» «من یک کیلوگرم وزن اضافه کردم. وحشتناک است.» «اگر وزنم اضافه شود همسرم از من متنفر میشود.» اگر گفتگوی درونی شما به این شکل است، شما دارید از کاه کوه میسازید و همیشه منتظر بدترین اتفاق هستید. یا از هر اتفاقی که برای شما رخ می دهد مصیبت نامه میسازید. در این حالت، هیچ کدام از وقایع زندگی، حتی وقایع روزانه، برای شما عادی نیستند. هر کیلوگرمی که به وزن شما اضافه می شود، بیشترین مقداری است که به دست آورده اید. هر اشتباهی که مرتکب شوید فاجعه است. هر انتقادی که از شما می شود، بدترین و خشن ترین و مخرب ترین حرفی است که تا به حال شنیده اید. مثل همه ی اشکال دیگر گفتگوی درونی، این گفتگوی درونی به خود شما می شود؛ چون با این موقعیت به صورت غیرمنطقی برخورد

می کنید و با آن به طور عقلانی مواجه نمی شوید. وقتی این طور با خود صحبت می کنید، منجر به از دست دادن کنترل شما بر رفتار سالمتان می شود. رؤیاپردازی با صدای بلند شاید افکاری مبنی بر داشتن اندامی به مانند مدل های تبلیغاتی یا هنرپیشه های به طور عقلانی مواجه نمی شوید. هالیوودی از ذهن شما عبور کرده باشد. گفتگوی ادرونی تان به شما شهامت داده است تا خیال داشتن اندامی تمام عیار و بی نقص را در سر بپرورانید. و یا شاید آنچه می شنوید پیامی است بدین مضمون که می توانید در عرض دو هفته خود را در سایز کوچک کنید.

در ظاهر، ممکن است این نوع صحبت مثبت به نظر برسد. «به خود ایمان ادارم.» اما در حقیقت این جمله ای منفی است. زیرا این پیام ها غیرمنطقی و غیرواقع بینانه هستند.

قبولاندن اهداف غیر قابل دسترسی به خود منجر به ایجاد احساس شکست می شود. چون این رؤیاها به واقعیت نمی پیوندند. اگر به دنبال رؤیاهای غیرممکن او محال هستید، محکوم به ناامیدی هستید. باید در مورد آنچه که واقعا می توانید به آن برسید، واقع بین باشید. استدلال مبتنی بر پرخوری و شکم بارگی گاهی اوقات محیط درونی مسمومی که گفتگوی درونی شما به وجود می آورد، از احساسات زودگذر و غیر قابل اعتمادی که در هر لحظه ممکن است آنها را تجربه کنید، نشأت می گیرد.

مثلا این باور که «احساس چاقی می کنم». به این گفتگوی درونی ترجمه می شود که: «باید چاق به نظر برسم.» شما احساسی را به صورت حقیقت مطلق می پذیرید و آن را باور می کنید. چرا اطلاعات را به صورت معکوس پردازش می کنید؟ ممکن است انبوهی از مدارک داشته باشید که دال بر لاغر بودن شما باشد اما توانایی پردازش اطلاعات شما آن قدر ضعیف است که اطلاعات دقی و قابل اعتمادتر را نمی بینید یا نمی شنوید.خود را دست کم نگیرید وقتی خود را ناچیز میشمارید، گفتگوی درونی شما صدای خود را بلندتر می کند و آن قدر این صدا بلند می شود که اطلاعات حقیقی و مرتبط تری را در پس زمینه پنهان می کند.

اگر در مورد وزن خود احساس افسردگی می کنید، گویی گفتگوی درونی شما | به حالت فریادی به این شکل در می آید: « نمیتوانم وزن کم کنم. اصلا کنترلی روی خودم ندارم.» و شروع به محکوم کردن خود برای عدم موفقیت می کنید یا خود را در مورد آنچه که نتوانستید بهتر انجام می دهید، ملامت می کنید. اطمینان دارم که این جملات را بارها و بارها با خود تکرار کرده اید. مشکل این است: اگر با این نهیب درونی به صورت حقیقتی نیکو و عالی برخورد کنید، برای شما به واقعیت تبدیل می شود.

متوجه باشید که بیشتر گفتگویی که با خود انجام می دهید، سطح شما را پایین می آورد و شما را ویران می کند و بیشتر آن گفته هایی که به خود می گویید، در طول زندگی از دیگران شنیده اید.

ممکن است والدین، همسر یا اقوام شما چنین جملات عاشقانه ای را خطاب به شما ابزار کرده باشند: «نمی توانی لاغر شوی.» یا « همیشه به بزرگی یک خانه بوده ای.» کلمات آنها به درون ذهن شما رسوخ کرده است، افکار شما را مسموم کرده، نحوه ی نگرش شما را نسبت به خودتان از حالت طبیعی خارج کرده و تعیین کننده ی اصلی گفتگوی درونی شما با خودتان شده است. اما اگر نظر مرا در این مورد بخواهید: اگر افراد حاضر در زندگی تان شما را تحقیر کنند، این به اندازهی کافی بد است.

محصولات

منابع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
مقایسه